مدح و شهادت حضرت علی اکبر علیهالسلام
شاعر : حسن کردی
نوع شعر : مدح و مرثیه
وزن شعر : فاعلاتن فعلاتن فعلاتن فع لن
قالب شعر : مثنوی
آیـنهدار شکـوه است عـلی جانِ حسین همچنان سلسله کوه است علی جانِ حسین
آمده مـثـل ابـالـفـضـل پـنـاهـش بـشود یک تـنه آمـده تا اینکه سپـاهـش بـشود
زلف بر شانه به سـیـمـای نـبی میآید به اُحـد مـیرود و جـای نـبـی مـیآیـد
صفـت سـرو بر این قـدّ رسـا کم باشد قامتش جلـوهای از عرش معـظم باشد
لـشـکـرِ ابـروی او تـیـغ زنـان مـیآیـد دشمن از کثرت کـشته به فغـان میآید
میرود تا که ولی زنده بمـاند بیشک اشـهـَدُ اَنَّ عـلـی زنـده بـمـانـد بیشک
تـیـر از چـلۀ ابـروی کـجـش میبـارد برق چشـمـش اثر صاعـقـهها را دارد
میـمـنه میـسـره را ساده بهـم میریزد دسته دسته جلویش دست قـلم میریزد
لشکـری پیـش قـدمهـاش زمین میافتد چقـدر سر جـلـوی پاش زمین میافـتد
کوفه را کشت رجز خواندن بیمانندش همه گـفـتـنـد عـلـی آمـده یـا فـرزندش
جبرئیل آمده فضل علی اکبر میخواند به جوانـمردی او آیه مکـرر میخواند
میرود میـمـنه تا میـسره را مثل علی زرهـش پـشت نـدارد بخـدا مثـل عـلی
چین میافتد به صف لشکر اگر تیغ کشد شامْ مـرگی برسد اکـبر اگر تـیغ کـشد
از عطش حیف نماندهست رمق در جانش دستش از خستگی افتاد چو مادر جانش
اسب او خواست به خیمه برود، عکسش شد خواست از حادثهها دور شود، عکسش شد
برد با حوصله در کـوچه دشمن او را مـیسـپـارد بـه دم تـیــزی آهــن او را
ذرّه ذرّه تنـش از اسب زمین میریزد اربأ اربا بـدنـش مثل نـگـین میریـزد
روی زانــو پـدر از راه خـمـیــده آمـد از همه زنـدگیاش دسـت کـشـیده آمـد
|